محمد مهدى ملايرى
196
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
شده . نوشتهاند اين چشمه هم از چشمههائى بود كه آن را كور كرده بودند و چون يكى از حاجيان كرمانى در سفر حج آن را ديده بود و از نشت آب آنجا دريافته بود كه در آنجا چشمهاى نهفته است ، در بازگشت از حج عيسى بن موسى را از آن آگاه كرد . عيسى هم آنجا را با زمينهاى پيرامونش به اقطاع گرفت . و حاجى كرمانى را هم در آنجا گمارد . كرمانى هم آن چشمه را براى او بيرون آورد و زمينهاى آنجا را به زير كشت برد . گويد آن نخلستانى را كه در راه عذيب است او پديد آورد « 1 » . عين جمل ديگر از اين چشمهها جائى بوده است كه در عربى آن را عين جمل خواندهاند و در تفسير اين نام برخى گفتهاند كه چون در نزديكى آن شترى مرده بوده بدين نام معروف شده و برخى هم گفتهاند چون كسى كه آن را پديد آورده جمل نام داشته به اين نام خوانده شده است « 2 » . بخشهائى از انبار در سازمان دفاعى انوشروان يكى از كارهاى انوشروان براى تقويت بنيه دفاعى ايران در مرزهاى غربى مجاور با روم و صحراى عربستان بازسازى پادگانهاى اين منطقه و تعمير خندق شاپور بود ، و ديگر ايجاد تشكيلات دفاعى تازهاى در آنجا بود كه براى خودكفائى بيشتر آن ، دو بخش از بخشهاى آباد و پردرآمد ولايت يا تسوج انبار را هم از اين ولايت جدا كرد و ضميمهء آن تشكيلات ساخت . آن دو بخش يكى هيت بود و ديگرى عانات . چنين مىنمايد كه تا زمان انوشروان ، خندق شاپور اگر هم بهكلّى پر نشده بوده احتياج به تعمير كلّى داشته ، زيرا تعمير پادگانها و استحكامات موجود در آنجا در اين تاريخ آنچنان جامع و كلّى صورت گرفته كه در برخى از تاريخها به عنوان كارى نو ، نه تعمير كارهاى گذشته ، ذكر شده است . ابن رسته كارهاى انوشروان را در اين منطقه چنين نوشته است : « در زمان انوشروان به او خبر رسيد
--> ( 1 ) - فتوح ، ص 366 . ( 2 ) - فتوح ، 365 .